هویت برند

پایه و اساس شکل‌گیری لوگوی جدید

مکتب گشتالت یکی از شناخته‌شده‌ترین مکاتب روانشناسی می‌باشد که چگونگی درک اطلاعات بصری توسط مغز ما بی آن که مخاطبان آگاه باشند را توضیح می‌دهد. طبق این نظریه، کل هر چیزی، فراتراز مجموع اجزای آن است. برای مثال ما با گوش فرادادن به نت‌های مجزای یک ارکستر سمفونی، قادر به درک تجربه گوش دادن به خود آن نیستیم و در حقیقت موسیقی حاصل از ارکستر چیزی فراتر از مجموع نت‌های مختلفی است که توسط نوازندگان مختلف اجرا می‌شود. آهنگ، دارای یک کیفیت منحصر به فرد ترکیبی است که با مجموع قسمت‌های آن متفاوت است. اصول گشتالت در دنیای لوگوها و تبلیغات نیز تأثیرات شگرفی دارد.

در لوگوی جدید بانک کارآفرین اشکال منفرد با کنار هم قرار گرفتن، هم‌پوشانی و تماس با هم شکل جدیدی را ساخته‌اند که معنای جدیدی به کلیت لوگو بخشیده است. وحدت این خطوط به نوعی بیانگر وحدت جمعی بین سازمان بانک کارآفرین و مشتریان برای رسیدن به اقتصاد و کسب‌وکاری شکوفا می‌باشد.

اصول گشتالت که با لوگوی جدید بانک کارآفرین همپوشانی کامل دارند:

مجاورت

لبه های نزدیکلبه‌های نزدیک

بر این اساس هر چه اجزای یک ساختار بصری بیشتر به هم نزدیک باشند، بیشتر به عنوان یک گروه واحد دیده خواهند شد و این زمانی اتفاق می‌افتد که لبه‌های کناری اجزای یک ساختار در کنار هم قرار بگیرند.


تماس تماس

ممکن است اجزای یک ساختار چنان به هم نزدیک شوند که با هم برخورد و همدیگر را لمس کنند. در این صورت گروه‌بندی مجاورت بر اساس تماس صورت می‌پذیرد.


همپوشانی هم‌پوشانی

قوی‌ترین گشتالت زمانی رخ می‌دهد که عناصر یک ساختار بصری بدون آن که هویت مستقل خود را از دست بدهند، هم دیگر را بپوشانند.


تشابه تشابه

اشتراک در مشخصات بصری به صورت خودبه‌خودی روابط می‌سازد. هر قدر اشیاء شبیه‌تر به نظر بیایند، بیشتر امکان آن وجود دارد که به عنوان یک گروه دیده شوند. قابل ذکر است تشابه بر اساس شکل اشیاء است، نه بر اساس چیستی آنها. تشابه را می‌توان از طرق مختلف به دست آورد. به عنوان مثال اندازه، رنگ و شکل. اشیاء با ابعاد و اندازه یکسان با یکدیگر تشابه دارند. شکل و رنگ هم تاثیر مشابه دارند.


تداوم تدوام

قواعد تداوم بیان می‌کنند زمانی که چشم شروع به دنبال کردن چیزی می‌کند، این دنبال کردن در مسیر تا رسیدن به شیء دیگری ادامه پیدا می‌کند. راه دیگری که چشم را به دنبال کردن وا می‌دارد، جهت چشم در تصویر و یا تصویر‌سازی است. به عنوان یک قاعده مشترک طراحی در نظر گرفته می‌شود که اگر از عکس فردی استفاده می‌شود، باید دقت داشت که جهت چشمان فرد به سمت ادامه طرح باشد. یکی از مهم‌ترین مسائل در تداوم، توجه به فرهنگ نوشتاری جامعه هدف می‌باشد. به عنوان مثال در جوامع غربی، با توجه به آن که جهت نوشتار از چپ به راست می‌باشد، به صورت خودکار، چشم بیننده از سمت چپ شروع به خواندن (نگاه کردن) به سمت راست می کند. اما در جوامعی که نوشتار از سمت راست به چپ می‌باشد، بیننده از سمت راست به چپ تصویر را نگاه می کند. طبق اصل تداوم، محرک‌هایی که دارای طرح‌های وابسته به یکدیگرند، به صورت واحد ادراکی دریافت می‌شوند.


بستار بستار

بر اساس این اصل، چنانچه بخشی از تصویر یک شکل پوشانده یا جا افتاده باشد، ذهن به طور خودکار آن را تکمیل می‌کند و به صورت یک شکل کامل می‌بیند. به بیان دیگر، چشم ما اشکال ناقص و ناتمام را به صورت کامل و یکپارچه می‌بیند. این اصل فقط به حس بینایی محدود نیست، فرض بر این است که همین اصل در تمام حواس عمل می‌کند.


تصویر زمینه تصویر زمینه

قانون تصویر-زمینه بر اساس رابطه میان شیء و فضای مجاور آن بنا شده است. تصویر-زمینه را گاهی فضای مثبت و منفی نیز می‌نامند، مثبت به شیء و منفی به فضای دربرگیرنده شیء اطاق می‌شود. دو نکته حائز اهمیت است؛ اول آن که همواره زمینه، همان پس‌زمینه نیست و در مواردی میان این دو تفاوت‌هایی وجود دارد. دوم آنکه در مواردی تشخیص میان شکل و زمینه چندان هم آسان به نظر نمی‌رسد. اشکال دوهویتی از این گونه‌اند. اشکال دوهویتی، اشکالی هستند که در آنها شکل و زمینه به طور مداوم جای خود را عوض می‌کنند، زیرا دارای خصوصیات و امکانات مشابه هماند.


سرنوشت مشترک سرنوشت مشترک

این اصل به جنبش عناصر موجود در یک گشتالت مربوط است. از این رو در یک ساختار بصری، عناصری که با هم و در یک راستا به جنبش در می‌آیند، به عنوان یک گروه واحد یا یک مجموعه دیده می‌شوند.


تعادل نامتقارن یا پویا

در تعادل نامتقارن، تعادل در عناصر غیرمشابه وجود دارد. این نوع تعادل شامل انواع اندازه‌ها، شکل‌ها، تضادها و همچنین یک پراکندگی دقیق و فعال‌‌سازی فضای خالی است. در چنین ترکیبی، یک وزن “مرکز جاذبه” هست که تعادل وزن دیداری عناصر همه گرد هم می‌آیند. این وزن لزوماً در مرکز تصویر نیست، اگرچه می‌تواند در تعادل متقارن باشد؛ اما ممکن است به موقعیتی مطابق با “قانون یک سوم” یا “نسبت طلایی” برسد. با توجه به اینکه لوگو فعلی ایستا است و با چشم‌انداز و شخصیت جدید بانک کارآفرین سازگاری ندارد لذا نیاز است به سمت فرمی برود که نماد رشد، رویش و چابکی و پویایی باشد. لوگو جدید نیز با توجه به لوگو قبلی بازطراحی می‌شود، طوری که مخاطب متوجه باشد که استراتژی اصلی مجموعه حفظ شده است، در حالی که مزیت‌های جدیدی به بانک کارآفرین اضافه شده است. به همین دلیل فرم جدید را با نگرش تعادل نامتقارن طراحی می‌شود.

نماد بهشت و بی نهایت

عدد هشت سومین عدد محبوب در دنیا است. معمولا عدد هشت نماد بینهایت و بهشت است. در اسلام آمده است عرش الهی توسط هشت فرشته حفظ می‌شود. این عدد را بر روی بناها و در طرح‌ها و نقوش ایرانی اسامی با عنوان شمسه هشت‌پر مشاهده می‌کنیم. دو مربع روی هم قرار گرفته، نماد “هشت گذرگاه بهشت” را تداعی می‌کند و مصریان از روزگاران باستان آن را مورد استفاده قرار می‌دادند. در باور‌های اسامی، هشت فرشته، عرش را که محاط بر جهان است، نگه داشته‌اند. این هشت فرشته با هشت بخش فضا و و گروه‌های حروف الفبا در الفبای عربی منطبق هستند. در قرآن و روایات، تعداد بهشت‌ها و تعداد ملائک حامل عرش، هشت برشمرده شده است. با جستجو در منابع فلسفی عرفانی، به اشاراتی در باب این عدد می‌رسیم. شیخ اشراق برای نخستین بار از عالَم مثال سخن می‌گوید و به آن عنوان «اقلیم هشتم» می‌دهد.

هنر هنرمند اسامی جلو‌ه‌های از حقایق الهی است و معماری عرصه مناسبی برای بروز این خلاقیت به شمار می‌رود. استفاده از عدد و شمارگان در قالب هندسه و تناسبات معماری، تبحر در استفاده از مؤلفه‌های چندضلعی در هندسه و نقوش از جمله مواردی است که می‌توان در معماری دوران اسامی بدان اشاره نمود؛ از آن جمله می‌توان به استفاده از عدد هشت در معماری اسامی اشاره کرد؛ هندسه که توسط مجموعه‌ای متناسب از اعداد در تعادل، توازن و وحدت بصری به وجود می‌آید، ابتدا در روح متعالی معمار صورت می‌بندد و سپس در کالبد بصری بنا ظهور می‌یابد که جلوه گاه روح وحدت نظام بخش جهان هستی است. به راست می‌توان گفت که معماری از ابتدا با علم اعداد هماهنگی داشته است. معماری مقدس قرون وسطی رشته دیگری برای فعالیت عددی بود که بنیاد‌های علم العددی آن در کارگاه‌های معماران و بَنایان دارای دانش ریاضی و فنی ستودنی منتقل می‌شد. فرم هشت وجهی را می‌توان با دو هندسه نشان داد: نخست، به صورت یک «هشت تایی منتظم» و دیگر به شکل هشت‌پر که در هنر اسامی به آن «شمسه» نیز گفته می‌شود. هشت‌تایی منتظم بیشتر در بنا‌های معماری و اصول طرح معماری نمود دارد و شکل شمسه در تزئینات بنا و کاشی‌کاری‌ها. فرم هشت وجهی کاربردهای ویژ‌ه‌ای در معماری داشته است که از مهم‌ترین کاربرد‌های آن به طور برجسته، پایه‌های هشتگان‌هایی است که گنبد بر آن قرار می‌گیرد که در معماری «جریو» نامیده می‌شود.

تغییر لوگو علاوه بر پایه گنبد‌های مساجد، فرم هشت‌تایی در ساخت مناره‌ها نیز لحاظ گردیده است؛ شاید بتوان فرم این مناره‌ها را با عالم مثال نیز مرتبط دانست، چرا که می‌توان مناره‌ها را عبارت از عمودی دانست که زمین را به آسمان اتصال می‌دهد و معنی انتقال از زمین به آسمان را القا می‌کند. با جستجو در منابع معماری اسامی، علاوه بر مناره‌هایی که با فرم هشت‌وجهی ساخته شده، به مناره‌هایی برمی‌خوریم که روی پایه‌های چهارگوش، فرم هشت وجهی به صورت ستونی بالارونده کشیده شده است و در نهایت به شکل دایره یا استوانه در انتهای فرم بدل گردیده است. ساخت اینگونه مناره‌ها در دوره اسامی، علی‌الخصوص در دوره عثمانی و در مصر بسیار به چشم می‌خورد. مطالعه در ساختار مناره‌ها نشان می‌دهد که فرم‌هایی که برای ساخت آن به کار رفته است بیشتر در مربع، هشت‌وجهی و دایره خلاصه می‌شود.

نسبت ها