مفاهیم و عقود بانکداری اسلامی

عقد:

یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری کنند که مورد قبول آن‌ها باشد. 

قرض‌الحسنه:

عقدی که به موجب آن یکی از طرفین (قرض‌دهنده که در اینجا مشتری بانک است) مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر (قرض‌گیرنده که در اینجا بانک است) تملیک می‌کند. قرض‌گیرنده مثل و یا در صورت عدم امکان، قیمت آن را به قرض‌دهنده باز می گرداند. 

مرابحه بانکی:

در این قرارداد مشتری از جانب بانک وکیل میشود تا کالا یا خدماتی را به (صورت نقدی) از طرف بانک بخرد و با اضافه کردن سود مشخص(در حال حاضر 23 درصد)، از طرف بانک (به صورت نسیه) به خودش بفروشد. 

جُعاله:

قراردادی است که بر اساس آن کارفرما(جاعل) در مقابل انجام عمل معین (طبق قرارداد) ملزم به پرداخت مبلغی معین می‌شود. اصطلاحاً به متقاضی خدمات، جاعل و به انجام‌دهنده این خدمات هم عامل می‌گویند. در این قرارداد مشتری جاعل و بانک عامل است، اما در ادامه قرارداد بانک مبلغی را به صورت نقدی در اختیار مشتری قرار می دهد تا به نمایندگی از بانک موضوع جعاله را در زمان معین به پایان برساند.

سلَف:

به معنای پیش‌خرید نقدی محصولات تولیدی یا صنعتی یا کشاورزی به قیمت معین است.

مضاربه: قراردادی که براساس آن یکی از طرفین (مالک) عهده‌دار تامین سرمایه شود و طرف دیگر (عامل) با سرمایه نفر اول تجارت کند و هر دو طرف سود به دست آمده را طبق قرارداد قبلی تقسیم کنند.

فروش اقساطی:

در این قرارداد مشتری تقاضای خود نسبت به کالای مشخص را با بیان نوع و مقدار و معرفی تولیدکننده یا فروشنده اظهار داشته و متعهد می‏شود که در صورت فراهم نمودن کالا توسط بانک‏، آن را از بانک خریداری کند. بانک نیز با بررسی تقاضای مشتری، کالای مورد نظر را خریداری کرده و با احتساب سود بانک (متناسب با مدت بازپرداخت) به صورت اقساطی به مشتری می‏فروشد. 

خرید دِین:

تسهیلاتی است که به موجب آن بانک، سفته، برات یا هر سند مالی مدت‌داری را که ناشی از معامله واقعی باشد، خریداری می‌کند.

مشارکت مدنی:

عبارت است از درآمیختن سهم‌الشرکه بانک و مشتری به نحو مشاع، به منظور انتفاع و طبق قرارداد. اعطای تسهیلات مشارکت مدنی در صورتی مجاز است که نتیجه بررسی‌های انجام شده، حاکی از تأمین سود مورد انتظار برای بانک باشد.

مشارکت حقوقی:

تامین قسمتی از سرمایه شرکت‌های سهامی جدید و یا خرید بخشی از سهام شرکت‌های سهامی موجود توسط بانک.

خیارات:

«خیار» یا «اختیار فسخ»، حقی است که در برخی عقود به طرفین معامله یا یکی از آن‌ها داده می‌شود تا بتواند در صورت وجود شرایط، از آن برای فسخ معامله استفاده کند. «خیارات» انواع مختلفی دارد که شرایط استفاده از هر کدام، با دیگری فرق می‌کند. برخی از این خیارات در قرارداد‌های بانکی، استفاده نمی‌شوند. اما تعدادی از خیارات در قرارداد‌های وام، مورد توجه قرار می‌گیرند و گاه از وام‌گیرنده خواسته می‌شود که این خیارات را از خود ساقط کند. این خیارات عبارتند از: خیار شرط، خیار تاخیر ثمن، خیار غبن، خیار تاخیر ثمن، خیار تدلیس.

اسقاط کافّه خیارات:

فرد صاحب حق فسخ، حق اِعمال هرگونه اختیار فسخی را از خود سلب کند. 

مضاربه :

قراردادی که یک طرف سرمایه می‌دهد و طرف دیگر کار و تجارت می‌کند. سود حاصل طبق توافق بین دو طرف تقسیم می‌شود. اگر ضرری پیش بیاید (بدون تقصیر عامل)، فقط صاحب سرمایه ضرر می‌کند. مضاربه بانکی صرفا برای تجارت و بازرگانی استفاده می‌شود.

ربا :

تعهد به بازگشت مبلغی اضافه تر در عقد قرض را ربا گویند. ربا صرفا در عقد قرض واقع می گردد. 

اجاره به شرط تملیک :

بانک کالایی (مثل خانه یا ماشین) را می‌خرد و به مشتری اجاره می‌دهد. مشتری اجاره‌بها را به صورت اقساطی پرداخت می‌کند و در پایان مدت، با پرداخت آخرین قسط، مالکیت کالا به او منتقل می‌شود.

رهن:

رهن قراردادی است که به موجب آن، بدهکار مالی را برای وثیقه به طلبکار می‌دهد. رهن‌دهنده را راهِن و رهن‌گیرنده را مُرتَهِن می‌گویند. بنابراین، در قرارداد‌های بانکی، گیرنده وام که مالی را نزد بانک، به عنوان وثیقه برای دریافت تسهیلات قرار می‌دهد، «راهِن» و بانک که این وثیقه را قبول می‌کند، «مُرتَهِن» نامیده می‌شود.

مزارعه :

قراردادی در حوزه کشاورزی است. صاحب زمین، زمین را به کشاورز می‌دهد تا روی آن کشت کند و محصول طبق توافق بین آن‌ها تقسیم می‌شود.

مساقات :

شبیه مزارعه ولی مخصوص درختان است. صاحب باغ، درختان را به کسی می‌سپارد تا از آن‌ها نگهداری و آبیاری کند و میوه به نسبت توافق‌شده تقسیم می‌شود.